على اصغر شميم
159
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
اما نويسندهى ديگر انگليسى سررابرت واتسن در كتاب « تاريخ قاجار » ، لياقت و كاردانى و هوش و تدبير و صداقت و فداكارى امير را ستوده و دربارهى او نوشته است : « ميرزا تقى خان در اين هنگام اميرنظام يا فرماندهى كل قواى ايران بود و در پرتو كاردانى و لياقت و خدمت ، به اين مقام رسيده ذاتا با كليهى افراد مملكتش تفاوت داشت . بليزاريوس « 1 » سردار رومى بيش از آنچه كه اميرنظام دربارهى ايرانيان معاصرش كرده او براى رومىها انجام نداده . اين سردار موقعى به احياء ملت روم همت گماشت كه دوران آخرين سرداران روم بود . او وارث كليهى نفاقها و بدبختىهاى مردمى شد ، كه روحيهى خود را باخته و شخصيت خود را از دست داده بودند . « نژاد ايران كنونى خاصيت و جوهر ذاتى خود را از دست نداده چون وجودى مانند اميرنظام را به جهان عرضه داشته است . » « مولود اين پاكنهاد از بزرگترين موهبتهاى الهى بود . » نكتهاى كه نگارنده در اين مورد تذكر آن را لازم مىداند ، اين است كه اميركبير مظهر هوش خارق العاده و استعداد فطرى و ذاتى طبقهى سوم يعنى نجيبترين طبقه از جامعهى ايرانى بوده و به زعم لسان الملك سپهر و مورخين متملق ديگر عهد ناصر الدين شاه مانند طبقات ممتاز و اعيان و خيل مفتخواران « اصلى منيف و محتدى شريف نداشته » و مهمتر آنكه هرگز زير نفوذ و تأثير مفاسد اخلاق و رذايل و صفات ناپسند طبقات ممتازه عصر خود قرار نگرفته و همرنگ جماعت نشده است . امير در نتيجهى كسب سواد و دانش و تجربه و به اتكاء استعداد و هوش فطرى خود به جهانيان نشان داد و ثابت كرد كه اگر وسايل تعليم و تربيت صحيح براى افراد طبقهى سوم اين كشور فراهم گردد ، با هوش خداداد و خصال جوانمردانه و حس فداكارى خود ، عظمت ديرين از دست رفته خود را دوباره به دست خواهند آورد . امير به همان اندازه كه داراى قوهى تشخيص قضاوت صحيح بود ، استقامت و پشتكار داشت و روزها و هفتهها بهطور مداوم و با كمال صميميت ، آنطور كه شايستهى يك مرد شرافتمند بود ، كار مىكرد . وى در برابر مشكلات و دسيسههايى كه در راه پيشرفت مقاصد عاليهى او پيش مىآمد هرگز روحيهى قوى و تواناى خود را از دست نمىداد . دشمنان امير نهايت كوشش را به كار بردند تا او را در رشوهخوارى همرنگ خود سازند ، اما چون اميركبير مردى نفوذناپذير بود ، دشمنانش پولهايى را كه مىبايستى به او به عنوان رشوه بدهند ، در راه نابود كردن او به كار بردند .
--> ( 1 ) - Balizarius